تبلیغات
Farda Gallery. Personal Blog Of The Famous Artist Jamshid Farajvand Farda Photographer , Painter , Cartoonist & Calligrapher - من از عکس‌های جمشید فرجوندفردا می‌ترسم.
Farda Gallery. Personal Blog Of The Famous Artist Jamshid Farajvand Farda Photographer , Painter , Cartoonist & Calligrapher
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بیوگرافی

نام هنرمند :
جمشید

نام خانوادگی هنرمند :
فرجوند فردا

تخلص هنری :
فردا

تحصیلات آکادمیک هنرمند :
دانش آموخته رشته نقاشی
دانشکده هنرهای زیبا

شاخه اصلی فعالیت هنرمند:
عکاسی

سایر زمینه های هنری :
نقاشی ، کاریکاتور ، خوشنویسی
خبرنگار(هنری،اجتماعی،ورزشی)

زادگاه هنرمند :
استان کردستان
شهرستان بیجار

زادروز هنرمند :
اول دیماه
یکهزار و سیصد و چهل خورشیدی

شماره تماس هنرمند :
4152 370 - 0918

پست الکترونیکی ( ایمیل ) :
Farda1340@yahoo.com

مدیر وبلاگ : رضا نوربخش
نویسندگان
نظرسنجی
بازدید کننده گرامی سطح کیفی وبلاگ فردا پیکسل را چگونه ارزیابی می نمائید ؟




“در این روزگار عکس قربانی قدرت فوق‌العاده خود شده است”. این را رولان بارت می‌گوید و معتقد است جامعه به دلیل تلقی صرفا تکنیکی‌اش از عکاسی آن را سرکوب کرده است، درحالی‌که اگر آن را هنر می‌دانست آزادش می‌گذاشت.

نگاه سنتی ما به‌عکس همواره نگاه به ابژه ای بوده که اکنون در عکس به شکلی دقیق و مکانیکی در کسری از ثانیه منجمد و رونوشت شده است. و آگاهانه چشم بر این واقعیت می‌بندیم که این تکثیر مکانیکی حاصل نگاه گزینش گر عکاسی بوده که در پس شباهت صریح اثرش با ابژه عکاسی شده‌اش تلویحا در پی نمایش یک دغدغه یا ایدئولوژی است. “پل استرند” می‌گوید: موضوع بهانه عکاسی نیست دلیل عکاسی است.

من با بارت هم‌داستان هستم که “عکس‌ها همیشه و تلویحا به چیز متفاوتی از آن چه صریحا نشانش می‌دهند دلالت دارند. “

هرچند عکس گواه صریح آنجا بودن موضوع است، اما نباید فراموش کرد که عکس حتی با این فرض هم تنها دلالت بر یک لحظه از وجود ابژه عکاسی شده است، که مسلما در لحظه اکنون مشاهده، دیگر آن زمان سپری شده است و بقول بارت “مواجهه‌ای است با مرگ”.

جمشید فرجوندفردا، نقاش این لحظه‌های مرگ است. او که دانش‌آموخته‌ی نقاشی است سال‌هاست که در کسوت یک عکاس دست به خلق تابلوهایی از زندگی آدم‌های متوسط به پایین جامعه و بالأخص زادگاهش کردستان می‌زند. کسب عنوان‌های رنگارنگ داخلی و خارجی عکس، اکنون از او برخلاف چهره مهربان و آرامش هنرمندی ناآرام و جستجوگر در ابعاد جهانی ساخته است.

هر چند در کارنامه فرجوند به سبب تجربه‌های گوناگونش در عکاسی به سبک های متفاوتی از عکس و عکاسی می‌توان اشاره کرد، اما آنچه انگیزه این نوشتار کوتاه شد برجسته کردن سبک منحصربه‌فرد او در عکاسی و زبان شخصی ای است که او خود بنیاد نهاده است. که من دوست دارم آن را ” نقاشی با دوربین ” بنامم.

فرجوند در این نمونه از کارهایش همچون یک نقاش، ابژه ها را در زمینه‌ی یک پس زمینه‌ی از قبل آماده می‌چیند و از چینش هوشمندانه و تعمدی آنها، به خلق یک ترکیب جدید می‌رسد که در آن هرگز ” خود ” با ” تصویر ” منطبق نمی‌شود. چرا که قهرمانان عکس او تنها نمایشگر نقشی هستند که (کارگردان – نقاش – عکاس) در این ترکیب ذهنی برای او مکان‌یابی کرده است. و اینجاست که ابژه ها در حد یک شیء بخشی از یک کمپوزیسیون هستند. ابژه عکس او ظهور ” خود ” را به مثابه ” دیگری” درک خواهد کرد و این گسست زیرکانه‌ای که فرجوند خلق می‌کند، نوعی گسست ” آگاهی ” از ” هویت” است. عکاس تنها به این گسست بسنده نمی‌کند و در تلاش خلق هویتی جدید، برای ابژه اش است که خود به او اعطا می‌کند. قهرمان عکس های فرجوند اکنون موجودیتشان را به شکلی اغراق‌شده از عکاس می‌گیرند. کاراکترهای عکس فرجوند به گونه‌ای مبهم، ولی با قصدمندی خاص، در حکم اشخاصی هستند که میان خود و دیگری / سوژه و ابژه / نشانه و تصویر جابجا می‌شوند بی‌آنکه به طور یقین هیچ‌کدام از آنها باشند.

عکس های جمشید فرجوند تابلویی بزک‌کرده از آدم‌هایی بی‌حرکت هستند، که در “قاب در قاب ” عکس در همان لحظه تولد مرده‌اند. او عامدانه اسطوره مرگ را در قاب زندگی به ما نشان می‌دهد. رفتار و حالتی که در زندگی عادی قادر به دیدن و درک آن نیستیم اکنون بر بوم عکس فرجوند توقیف‌شده و چون پیکره‌هایی نمادین قابل‌فهم و ایستا شده‌اند. شاید از این‌روست که در نگاه اول عکس‌هایش را عجیب و غریب می‌دانیم. او عامدانه شگردهای مرسوم کادربندی را فدای ترکیب کلی قاب در قاب‌هایش می‌کند و دست آخر از این‌همه شگفتی ما را به سبب ” کشف اتفاقی ” مان از عکس‌هایش غافلگیر می‌کند.

معنای این عکس‌ها همان جایی خلق می‌شود که از وجود فاصله‌ها می‌گوید: فاصله میان نقاشی و عکاسی، میان نقاشی و نور، میان گذشته و اکنون، میان اصالت و فقدان آن.

من از عکس‌های فرجوند فردا می‌ترسم نه به خاطر نقاشانه و صریح بودنشان و نه به دلیل قهرمانان اسیر در قابش بلکه به دلیل فکور بودنشان و به خاطر نمایش “تن‌” هایی تنها و محصور در زندگی ای که او نمایش می‌دهد.هرچند زندگی همین جلوه‌های کوچک تنهایی است.

خسرو سینا





نوع مطلب : سایر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رضا نوربخش
یکشنبه 17 فروردین 1393
شنبه 21 مرداد 1396 01:49 ق.ظ
When someone writes an post he/she keeps the
plan of a user in his/her brain that how a user can know
it. Therefore that's why this article is outstdanding.
Thanks!
شنبه 7 مرداد 1396 01:21 ق.ظ
I visit daily a few websites and blogs to read articles or reviews, but this weblog
gives feature based content.
جمعه 6 مرداد 1396 07:58 ق.ظ
I am not sure where you're getting your information, but
great topic. I needs to spend some time learning much more or understanding more.
Thanks for magnificent information I was looking
for this information for my mission.
سه شنبه 20 تیر 1396 04:24 ب.ظ
Hurrah, that's what I was looking for, what a material!

existing here at this web site, thanks admin of this web site.
جمعه 22 اردیبهشت 1396 12:11 ب.ظ
I blog quite often and I seriously appreciate your content.
The article has truly peaked my interest. I will take a note of your blog and keep checking for new information about once per week.
I subscribed to your Feed as well.
جمعه 18 فروردین 1396 04:24 ب.ظ
I don't even know how I stopped up here, however I believed
this post was once good. I do not recognize who you are however definitely
you're going to a well-known blogger for those who are not
already. Cheers!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی